الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
171
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
سرزمين ما از سرزمين شما دور است ، به علّت مشكلات و دورى راه نمىتوانيم با لشكريانمان ذو نؤاس را تنبيه كنيم ، ولى من به پادشاه حبشه ، كه بر همين دين و به سرزمين شما هم نزديك است ؛ مىنويسم كه شما را يارى كند . آنگاه نامهاى را به همراه وى براى پادشاه حبشه فرستاد و در آن به او دستور داد كه آنان را يارى كند . ( 1 ) آنچه گفتيم بر اساس روايت ابن اسحاق بود « 1 » ؛ ولى بر اساس روايت هشام كلبى ، وى مستقيما نزد پادشاه حبشه رفت و در حالى كه انجيل نيمسوختهاى در دستش بود ، پادشاه حبشه را از جنايتهاى ذو نواس مطلع كرد . پادشاه حبشه گفت : من مردان جنگى زيادى دارم ؛ ولى كشتى در اختيار ندارم تا آنها را به يمن برسانم . پس بايد نامهاى به قيصر بنويسم تا كشتىهايى برايم بفرستد . سپس نامهاى به قيصر نوشت و آن را همراه با انجيل نيمسوخته برايش فرستاد و قيصر هم كشتىهاى زيادى را برايش ارسال كرد . « 2 » ( 2 ) پس از آن نجاشى چهار هزار سرباز را به فرماندهى ارياط بن اصحمه « 3 » به يمن فرستاد . او از سرزمينهاى ناصع و الزّيلع كه در ساحل حبشه قرار دارد ؛ حركت كرد و در سرزمين غلافقة كه در ساحل زبيد قرار دارد ، لنگر انداخت . « 4 » او كوتاهترين مسير بين دو ساحل را انتخاب كرد و در عرض سه روز از آن گذشت و بين اين دو ساحل ، جزيرهاى در جانب حبشه وجود دارد كه سقطرة ناميده مىشود و جزيرهء ديگرى در ساحل يمن وجود دارد كه العقل ناميده مىشود . « 5 » ( 3 ) از آن طرف هم ذو نؤاس براى جنگ حركت كرد . پس از جنگهاى طولانى لشكريان ذو نؤاس متفرق شده و شكست خوردند و هنگامى كه ذو نؤاس چنين ديد ، اسبش را به سوى دريا راند و از ترس ننگ و عار ، خودش را غرق كرد « 6 » و او همان كسى است كه خداوند متعال در قرآنش از او خبر داده است : « قُتِلَ أَصْحابُ الْأُخْدُودِ ، النَّارِ ذاتِ الْوَقُودِ ، إِذْ هُمْ عَلَيْها قُعُودٌ وَ
--> ( 1 ) . همان ، ص 124 . ( 2 ) . همان ، ص 124 . ( 3 ) . همان ، ص 132 . او روايت را از ابن عباس و عطاء بن يسار و غير آنها نقل كرده است و تعداد را به نقل از كلبى و ابن اسحاق هفتاد هزار دانسته است و با توجه به وسايل نقل قديمى ، اولى واقعىتر و دومى بسيار بعيد است . اما اسم ارياط بن اصحمه چنان كه در تهذيب سيرهء ابن هشام ، ج 1 ، ص 24 ، مروج الذهب ، ج 2 ، ص 52 و تاريخ يعقوبى ، ج 1 ، ص 200 آمده ؛ فقط ارياط است . ( 4 ) . مروج الذهب ، ج 2 ، ص 52 . ( 5 ) . همان ، ج 1 ، ص 439 . ( 6 ) . تهذيب سيرهء ابن هشام ، ج 1 ، ص 24 و تاريخ يعقوبى ، ج 1 ، ص 199 و مروج الذهب ، ج 2 ، ص 52 .